برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
تلاش می کنم تا به ناممکن دست یابم.
فکر نوشتن چیزی پیچیده را رها کن. همه ایده های دستوری ادبیات را فراموش کن. احساسات و افکار را همان طور نشان بده که به سراغت می آیند. آزاد، طوری که دوست داری.
بجنب!
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
فقط یک بغل می خواهم که درونش مچاله شوم و گریه کنم. هچ چیز دیگری نمی خواهم.
یکی می گفت تنها راه مقابله با رنج میل به زندگیست. میلم به زندگی کم شده است. نمی خواهم با چیزی مقابله کنم.
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
چرا حالم بد است؟ چرا کلمات گاهی توی وجودم خاموش می شوند و گاهی روشن، چرا گاهی همه چیز مثل خزه های کف آب به دست و پایم می پیچد و نمی گذارد حرکت کنم؟
چرا....؟
با چه چیزی در هماهنگی نیستم؟
چرا می تواند تعادل مرا بهم بریزد؟ من ضعیفم؟ اشتباه کرده ام؟ چرا از آزار من لذت می برد؟ چرا نمی توانم این آزار را متوقف کنم؟
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور
زيبايی نامِ نيامدهی ماست
حالا که حياتِ نقاب
ترس را زيبا میکند.
در دستهای تو، طغيان،
نامی نيامده میآيد
و نامِ من
تعقيبِ گسترده در سراسر پوست توست.
یدالله رویایی
برچسب:
نویسنده: نگار موسویپور