مورتالیتی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:48
چیزی حد واسط دنیای زنده و نیمه زنده است، چیزی که در دنیای بی جان خشک سی و شش ساعت و در دنیای بی جان تر ساعت های بیشتری ساختارش را حفظ می کند، و بعد از آن اگر نتواند به محیط زنده راهی باز کن کارش تمام
طعم گس
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 15:48
جدایی تاریک است و گسسهم خود را از آن می پذیرم،تو چرا گریه می کنی؟دستم را در دست خود بگیرو بگو که در یادم خواهی بودقول بده سری به خوابهایم بزنیمن و تو چون دو کوهدور از هم جدا از همنه توان حرکتی نه امید
جهش
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:40
نمی توانم جهش کنم، دست هایم قوی ست و می توانم مدت طولانی روی ساعدهایم بایستم و گردنم را آزاد کنم اما نمی توانم جهش کنم، به تمرین های مستمر ادامه می دهم.دیشب اسی زنگ زد و یک ساعتی صحبت کرد، گفت که داست
یونا
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:40
یونای کوچک منبزرگ و بزرگتر خواهی شد و سوالاتت با تو رشد خواهند کرد، روزهای سختی را با هم گذراندیم و روزهای سخت تری در پیش است، اتفاقات خوبی را در این روزهای سخت با هم ساختیم و اتفاقات بهتری را خواهیم
گریت فالز
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:56
امروز گریت فالز را پرزنت کردم، از خودم راضی بودم، نمی دانم انرژی امروز از کجا آمده بود، بعد از یک ماه دوری از ماجرای الف جیم و چیزی که آزارم می داد و چرخش و پیچش هایی که داشتم، بعد از درد قفسه سینه ام
مرغ دریایی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:56
« از ابتذال نمی توان گریخت، نمی توان خود را از آن پنهان داشت، می بایستی به وضوح آن را دید، با آن روبرو شد و به مقابله اش برخاست» نمایشنامه مرغ دریایی. آنتوان چخوف
اخلاق نیکوماخوس
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:56
ارسطو در اخلاق نیکوماخوس دوستی را کاویده است:کسی که کسی را دوست دارد، خواستار عدالت هم هست، از رابطه متقابل دو دوست عدالت اتفاق می افتد.در واقع دوستی خواستار تحقق عدالت بین دو انسان است.کلمه دوست در ف
سبکی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
برای بار صدم باز دیشب را تا صبح با او گذراندم، شب که داشتم می خوابیدم خالی بودم و دمق، تمام روز خلقم تنگ بود و شب با سر درد و نا آرام به خواب رفتم، آمد و این بار تا آخر مرزها با من آمد... تمام خواسته
عروسی دایی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
دیشب خیلی آرام و راحت به خواب رفتم، قبلش هم عکس های کمپینگ چند روز پیش را نگاه کردم، خنده هایمان، عکس بازی ها، و شوخی ها و خنده های از ته دل... خواب عجیبی دیدم، خواب دیدم که عروسی, دایی ست، بیست و چند
رهایی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
رهایی, بهترین حسی ست که تجربه اش دارد می نشیند روی وجودم، جسم و جانم آزاد شده است...حتی بهتر از عاشقی...گل بنفشه افتاده بود، عکس قاب گرفته اش توی کتابخانه نبود، برش داشته بود، سعی کردم لحظه برداشتن عکس
ژوئیسانس
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
ژوئیسانس, (لاکان) ماری کریستین لازنیک1 - ترجمه سعید فرهیدر سمینار 1959-1960 ، اخلاق و آئین روانکاوی (1992) لاکان در ذیل بحث در مورد تمدن و ملالتهای آن (فروید، 1930) مفهوم ژوئیسانس, (لذت) را مطرح کرد
چاووشی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
واله و شیدا دل من بی سر و بی پا دل من وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من مرده و زندده دل من گریه و خنده دل من خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من بی خود و مجنون دل من خانه پرخون دل من ساکن و گردون
چای چند میوه هندی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
خانه را جارو کردم، گردگیری کردم، برگ های همه گلدان ها را با انگشتهام نوازش کردم، تصمیم گرفتم چای چند میوه هندی دم کنم، دو فنجان سبز را انتخاب کردم، نبات زعفرانی سحرخیز گذاشتم کنار فنجان ها ، شاید هم
اندازه های نا متعارف
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
این روزها بیشتر از همیشه می فهمم که هر آدمی اندازه, های نا متعارف, خودش رو داره، تقریبا همه آدم های اطرافم یه روزی بزرگتر و یه روزی کوچیکتر از اونی میشن که توی ذهن من بودن، اینه که دنبالشم وجوه متغیر رو
اقلیم
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
خاک زادگاهش به رنگ کاه است، بی حاصل اما گسترده، و در هجوم آبهای غلظت یافته از گل و لای، خاکی آمیخته به لای و لجن، سست، مرطوب. سرزمینی خیالی، جایی که ماهیها به جای آب بر شاخسار درختانی هزار ساله شناورند، در شاخ و برگهای در هم پیچیده ای به جای حوضچه. خطه گرماست آنجا، گرمای لخت، از گرمای تنیده به لباس ...
مینو
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:58
امروز گریت فالز را پرزنت کردم، از خودم راضی بودم، نمی دانم انرژی امروز از کجا آمده بود، بعد از یک ماه دوری از چیزی که آزارم می داد و چرخش و پیچش هایی که داشتم، بعد از درد قفسه سینه ام و قطعیتی که می گ
اسب
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
امروز یکی از نقاشی های علی اکبر صادقی را به خاطر آوردم که تصویری از اسب بود، اسب قدرتمندی که بدنش پر از نیزه بود و در حال جهیدن از زمین، سال آخر دبیرستان بودم که کتاب نقاشی های فلسفی علی اکبر صادقی ر
سان
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
امروز شماره سه سان را باز کردم:بگذار هیچ کس نداند، هیچ کس!و از میان همه خدایان،خدایی جز فراموشیبر این همه رنج آگاه نگردد. احمد شاملو
خستگی
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
دیشب توی خواب دعوایمان شده بود، حرف هایش را قبول نداشتم و او روی درستیشان سماجت می کرد، آخرهای بحث صدایش را نمی شنیدم، و مکث های طولانی افتاده بود لای حرف ها، حال خوبی نداشتم و تمام مدت در حال رد ستیز
خوابهای سریالی
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
دیشب باز با هم بودیم، گپ زدیم و خندیدیم، بقیه هم بودن، حالمان خوب بود خیلی خوب ... وقتی بیدار شدم به اندازه تمام روز انرژی داشتم و تند و تند کارهایم را پیش بردم، دلم روشن است، سر و صداهای توی ذهنم کم